\
سرویس :
زمان : ۱۳۹۴/۲/۲۱ - ۱۲:۱۴
شناسه خبر : 619
اشتباهاتی که خودروسازان مرتکب شدند!
اگرچه خودروسازان نیز گاهی اشتباهاتی را مرتکب می‏شوند، اما بعضی مواقع این اشتباهات برای آنها گران تمام شده است. معمولاً علت عمده این خطاها آن بوده که این شرکت‏ها، برآورد و ارزیابی درستی از موقعیت و وضعیت خود در بازار و پیش‏بینی شرایط اقتصادی در آینده ندارند، چراکه یا به مجموعه مدیریت این شرکت‏ها اطلاعات درست و به موقع داده نمی‏شود و یا اطلاعات به‏درستی به آنها منتقل نمی‏گردد!

اگرچه خودروسازان نیز گاهی اشتباهاتی را مرتکب می‏شوند، اما بعضی مواقع این اشتباهات برای آنها گران تمام شده است. معمولاً علت عمده این خطاها آن بوده که این شرکت‏ها، برآورد و ارزیابی درستی از موقعیت و وضعیت خود در بازار و پیش‏بینی شرایط اقتصادی در آینده ندارند، چراکه یا به مجموعه مدیریت این شرکت‏ها اطلاعات درست و به موقع داده نمی‏شود و یا اطلاعات به‏درستی به آنها منتقل نمی‏گردد!
اگر به تاریخ صنعت خودروسازی نگاهی بیندازید، به انبوه نام‏هایی برمی‏خورید که زمانی برای خود جلال و شکوهی داشتند اما امروزه اثری از آنها باقی نمانده است. نام‏هایی هم‏چون «ترابانت»، «دتوماسو»، «ناش»، «استوارت»، «مورگان» و حتی «هولدن» و «ساب» نمونه‏هایی از این دسته‏اند. حتی امروزه نام‏هایی مانند «لانچیا»، «واکسهال» و «اپل» نیز نام‏هایی رو به افول و در معرض خطر به‏شمار می‏روند. تمامی این شرکت‏ها به‏دلیل آن که نتوانستند دگرگونی‏های آینده را به موقع پیش‏بینی کرده و با برنامه‏ریزی مناسب، خود را با چالش‏های گوناگون و تغییرات پیوسته بازار و شرایط پیرامونی و بیرونی سازگار و هماهنگ کنند، مجبور به ترک صحنه رقابت شدند.

اما چگونه است که اطلاعات درست، به موقع در اختیار مدیران قرار نمی‏گیرد و یا اطلاعات نادرست و غلط به ایشان داده می‏شود؟! یکی از دلایل این امر آن بوده که معمولاً کارکنان و زیردستان، به‏خاطر حفظ موقعیت شغلی خود، تمایلی ندارند تا اخبار و اطلاعات و پیش‏بینی‏های ناخوشایند از وضعیت بد موجود را به مدیران بالادستی ارائه دهند زیرا این امر، در نهایت ممکن است به توبیخ و تغییراتی در موقعیت و مرتبه شغلی آنان بینجامد! این قضیه به‏ویژه در سازمان‏ها و شرکت‏هایی که به‏نوعی وابسته به بودجه یا حمایت دولتی بوده، یا فرهنگ چاپلوسی در آنها رواج دارد، ملموس‏تر و شایع‏تر است، چراکه در هر صورت، باز هم همه حقوق و مزایای خود را دریافت می‏کنند! بنابراین نیازی به تغییر و اصلاح دیده نمی‏شود!

دلیل دوم آن بوده که معمولاً رفته‏رفته شرکت‏ها به‏دلیل فربگی و توسعه ناهماهنگ در طول زمان، چالاکی و فرصت لازم برای مواجه شدن با تغییرات بازار و نشان دادن واکنش سریع و مناسب نسبت به شرایط پیرامون خود را از دست می‏دهند! نداشتن آینده‏نگری لازم و برنامه‏ریزی استراتژیک برای مواجهه با چالش‏های آینده و نپذیرفتن واقعیت‏ها و داشتن غرور بی‏جا نیز یکی دیگر از بزرگ‏ترین چالش‏های پیش‏روی بیشتر شرکت‏ها و به‏ویژه خودروسازان است که در صنعت خودروسازی ایران، خیلی نمود دارد.

در سال‏های نه‏چندان دور و در حدود یک دهه پیش، شما باید برای خرید یک خودروی داخلی، ماه‏ها در نوبت انتظار می‏ماندید و حق انتخاب دیگری نیز نداشتید. جالب این‏جا بود که باید پول آن‏ را نیز پیش پرداخت می‏کردید! درست در میانه همین سال‏ها بود که خودروسازان داخلی، به بهانه ایجاد اشتغال و فرصت‏های شغلی، خودکفایی، بومی‏سازی و رشد و گسترش صنعت خودروی داخلی و شعارهایی از این قبیل، با ورود خودروهای خارجی مخالفت می‏کردند اما رفته‏رفته با باز شدن اوضاع و ورود اتومبیل‏های خارجی و به‏دنبال آن وضع تحریم‏های اقتصادی و سخت‏تر و تنگ‏تر شدن این تحریم‏ها، روشن شد که بسیاری از گفته‏های فوق، صرفاً گزافه‏گویی‏هایی بیش، برای تأمین منافع گروه و عده‏ای خاص نبوده است!

به هر حال، متأسفانه در دوران طلایی رشد و شکوفایی صنعت خودروسازی و حمایت‏های چند‏جانبه از آنان، توجه خودروسازان بیشتر به افزایش تیراژ تولید بود تا نکات دیگر و این درست زمانی بود که خودروسازان از پیشرفت‏های شگرف و چشم‏گیر شرکت‏های بزرگ خودروسازی دنیا و تغییر و تحولات و دگرگونی‏های آن، به نسبت بی‏خبر بودند و یا شاید هم چشم خود را روی این واقعیت‏ها بسته بودند!

چند سال پیش در نمایشگاه اتومبیل فرانکفورت حضور داشتم. دست بر قضا، در یکی از روزهایی که از نمایشگاه دیدن می‏کردم، به گروهی ایرانی برخوردم که از طرف یکی از شرکت‏های خودروسازی داخلی برای بازدید به آنجا آمده بودند. متأسفانه در بین گروه اعزامی، کسانی بودند که نه‏تنها حتی به زبان انگلیسی تسلط کافی نداشتند، بلکه اصولاً از آخرین اخبار و تحولات روز صنعت خودرو و پیشرفت‏ جدید سیستم‏های خودرویی نیز بی‏خبر بودند و هیچ‏گاه نفهمیدم دلیل اعزام این افراد به یکی از بزرگ‏ترین نمایشگاه‏های خودرو دنیا چه بود؟! جالب آنکه در آن سال، مانند تمام دوره‏ها، خودروسازان آلمانی سنگ تمام گذاشته بودند و آخرین دستاوردها و پیشرفت‏های خود را در تمامی زمینه‏ها، از خودروهای هیبریدی برقی و موتورهای درون‏سوز پیشرفته گرفته تا پیل‏های سوختی و مفاهیم و تعاریف جدید از سیستم‏های ایمنی و پرهیز از تصادف و. . . را به‏همراه توضیحات کامل از جزئیات، عکس، فیلم و. . . به‏صورت برش‏خورده در معرض نمایش گذاشته بودند.

نمی‏دانم هیئت ارسالی خودروساز وطنی، هنگام بازگشت به ایران، چه گزارشی به مدیران خود دادند ولی بعید می‏دانم گزارش آنها محتوایی تحلیلی عمیق، ارزشمند و تأثیرگذار داشته و منعکس‏کننده واقعیت‏ها و مسائل موجود بوده باشد، چراکه در این صورت، امروز این شرکت خودروسازی و سایر شرکت‏ها به این وضع دچار نمی‏شدند!

هنگامی که «سوئی‏چیرو هوندا»، مؤسس شرکت هوندای ژاپن، برای گسترش کار و کسب، هیئتی از زبده‏ترین و مورد اعتماد‏ترین کارشناسان خود را برای بررسی امکان صادرات و فروش موتورسیکلت به سرتاسر آمریکا فرستاد، این گروه تقریباً به تمامی ایالت‏های این کشور سفر کرده و تمامی مسائل و نکات ریز و درشت و مثبت و منفی مرتبط با کار خود را یادداشت کردند.

هنگام بازگشت به ژاپن، سرپرست گروه در گزارش خود، متنی با این مضمون به آقای «هوندا» نوشت: "اگر من جای دولت‏مردان کشور کوچکی چون ژاپن بودم، هیچ‏گاه با کشور پهناور و ثروتمندی مانند آمریکا وارد رویارویی نظامی نمی‏شدم، چراکه اگر آنها نیز مانند ما وسعت و بزرگی این کشور را درک کرده و قابلیت‏های آن را از نزدیک دیده بودند، هرگز چنین تصمیمی نمی‏گرفتند!"

به هر حال، خواب غفلت خودروسازان و سایر مسائل جانبی، مانند هزینه کردن برای تغییر طراحی خودروهایی که به هیچ وجه مطلوب و مورد پسند بازار نبودند، پرداخت هزینه‏های گزاف برای تأسیس کارخانه‏های مونتاژ در کشورهایی که به هیچ‏وجه توجیه اقتصادی نداشتند و صرفاً برای پیش‏برد مقاصد سیاسی راه‏اندازی شدند و. . . سبب گشتند که هم‏اکنون، خودروسازان نیازمند کمک مالی و حمایت دوباره دولت برای ادامه حیات خود باشند. این در حالی است که طی این مدت، میلیون‏ها دلار ارز ارزان‏قیمت که می‏توانست صرف آبادانی و پیشرفت کشور گردد، بابت واردات خودروهای کره‏ای، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و به‏ویژه در سال‏های اخیر، چینی، از کشور خارج شده اما در مقام مقایسه، صنعت خودروسازی هند، ظرف همین مدت کوتاه یک دهه، پیشرفتی چشمگیر و خیره‏کننده را تجربه کرده است.

بدون شک بسیاری از مشتریان ایرانی ترجیح می‏دهند خودروی داخلی با کیفیت، با همان سطح امکانات و حتی با قیمت‏های نزدیک به خودروهای چینی خریداری کنند، چراکه بسیاری هنوز معتقدند کیفیت قطعات و محصولات ایرانی، بهتر از اجناس و کالاهای بنجل درجه دو و سه چینی موجود در بازار داخلی است.


منبع: مجله ماشین- نگارش یافته توسط محمدرضا زرین

نظرات
نام :
ایمیل:
متن نظر:
سوال امنیتی * = 12 + 8
ارسال
نمایش نظرات