\
سرویس :
زمان : ۱۳۹۳/۸/۵ - ۰۹:۰۳
شناسه خبر : 93
اولین تجربه رانندگی با دو محصول رنو کلیو و کپچر مدل 2015
دو اروپايي در راه ايران
فرانسوی ها همواره یکی از بهترین گزینه ها در رده مدل های کوچک و متوسط به حساب می آیند که مثال های زیادی را می توان در این مورد بیان کرد.

در سال های نه چندان دور، دو خودروساز بزرگ فرانسوی یعنی پژو و رنو حتی در مقوله طراحی خودرو های خود نیز با رقبای آلمانی و آسیایی فاصله داشتند که با چرخشی اساسی، در حال حاضر قدرت مد فرانسوی ها را در شکل دهی به خودروهای آن‌ها نیز می توان یافت تا حتی در رده های پایین بازار نیز طرح هایی به مراتب لوکس و پر زرق و برق در اختیار مشتریان قرار گیرد. به بهانه برگزاري نمايشگاه تبريز و رونمايي محصولات جديدي كه قرار است در خطوط توليد ايرانخودرو ظاهر شوند، دو دستگاه از جدیدترین مدل های رنو يعني كليو و کپچر را در طول یک روز مورد بررسی قرار داديم تا خوانندگان عزيز نشريه بیش‌تر با این دو محصول روز اروپا آشنا شوند. اميدواريم در آينده نزديك و با نهايي شدن قراردادها، هر دو خودروی مذکور توسط شركت ایران خودرو در بازار داخلی عرضه شوند و تنوع سبد محصولات این شرکت بیش از پیش پربار شود.

رنو 5 در زمان خود یکی از خودروهای محبوب در داخل کشور به حساب می آمد که بیش‌تر، قشر جوان را هدف قرار داده بود و اتفاقا در این زمینه نیز مدل موفقی محسوب می شود. رنو کلیو را عملا باید از نوادگان دور رنو 5 دانست که تقریبا در آستانه 25 سالگی خود قرار دارد. تاکنون چهار نسل از این خودرو به بازار عرضه شده که تمامی آن ها را در فهرست پر فروش ترین های اروپا می توان مشاهده کرد تا به نوعی ناجی رنو به خصوص در مشکلات اواخر دهه هشتاد میلادی این شرکت در نظر گرفته شود. در عین حال کلیو در کنار سلطان بلامنازع کلاس خودروهای كوچك شهری یعنی فولکس واگن گلف، تنها خودرویی است که دو بار به عنوان خودروی سال اروپا برگزیده شده تا نشان از قابلیت های بسیار خوب این مدل باشد.

همین معروفیت و فروش فوق العاده کلیو باعث شد تا رنو بر پایه این خودرو، دست به طراحی یک کراساورر كوچك بزند. رنو کپچر ماحصل این اقدام است که همانند نسل چهارم کلیو و نیسان جوک، روی پلاتفرم B رنو–نیسان شکل گرفته و بر این اساس، یک ون چندمنظوره، کراساوور و هاچ بک به حساب می آید. کپچر از سال گذشته میلادی در بازار حضور دارد تا در همین زمان کوتاه پس از نیسان جوک و داچیا ( رنو ) داستر سومین مینی کراس اوور پرفروش این قاره باشد. همچنین در سال جاری سایت معتبر واتكار، این خودرو را به عنوان بهترین شاسيبلند کوچک ارزان تر از 16 هزار پوند انتخاب کرده تا رویه مثبت پیش روی کپچر عامل اصلی ورود آن به بازار داخلی نیز باشد.

پس از نگاهی به پیشینه هر دو خودرو، باید دید این دو تازهوارد فرانسوی از چه ویژگی ها و خصوصیات بارزی در مقایسه با رقبای دیگر هم کلاس خود بهره می برند. خوش‌بختانه هم کلیو و هم کپچر موجود در کشور از آخرین مدل تولیدی انتخاب شده اند و برچسب 2015 بر روی آن‌ها به خوبی خودنمایی ميكند. البته بدون توجه به این موضوع و تنها با نگاهی به بدنه خودروها نیز به وضوح می توان رد پای زبان طراحی جدید رنو را در آن ها مشاهده کرد تا پس از مدل فلوئنس، دومین سری از خودروهایی باشند که با جدیدترین فیس لیفت کارخانه در داخل به فروش خواهند رسید.

 

نمای ظاهری

با در نظر گرفتن مقدمه ذکر شده در بالا طبیعتا باید انتظار خود را از هر دو خودرو کمی بالا ببریم تا با حالتی چالش برانگیزتر به نقد و بررسی طراحی آن ها پرداخته شود. آن‌چه در همان نگاه نخست به راحتی می توان از این خودروها نظاره گر بود، طراحی تهاجمی و اسپرت در تمامی نماها به ویژه در مورد کلیو است. رنو کلیو به عنوان یک مدل حیاتی برای رنو تقریبا بیش ترین وسواس را در شکلدهی به خود می بیند تا حداقل در این چهار نسل، با کم‌ترین انتقادات طراحی روانه بازار شود. در نمای جلو، درپوش پیشرانه و حتی سپر با خطوط بسیاری همراه نیست و درست در نقطه مقابل، فارغ از هر گونه اغراق، حجمی نرم و روان را به وجود آورده اند. اما برای ایجاد چهره ای تهاجمی، اولین بخشی که تمام توجهات را به خود جلب می کند بدون شک چراغ های بسیار بزرگ جلو هستند که تقریبا تا نزدیکی های ستون جلو کشیده شده اند. گرافیک داخلی این چراغ ها در بهترین حالت ممکن طراحی شده تا در کنار چراغ های الاييدي روزنما و البته نشان بزرگ رنو در مرکز جلو پنجره، کلیو را حتی در مدل پایه نیز به طرز فریبنده ای اسپرت تر از آن چه واقعا هست در نظر بیننده جلوه دهد.

یکی از خصوصیات قابل توجه و تحسین برانگیز در مورد نسل چهارم کليو، حالت کوپهمانند بدنه است که به لطف انتقال دستگیره عقب بر روی بخش ابتدایی سیتون عقب، بسیاری خودروی شما را درست مشابه یک مدل کوپه دودر خواهند دید. (موضوعي که بارها در طی انجام آزمایش افراد به اشتباه به آن اشاره كردند.) در نمای جانبی، همان آسودگی طراحان در ایجاد احجام نرم را به راحتی می توان در درها نیز مشاهده نمود تا حس عضلانی بودن خودرو تنها به واسطه گل‌گیرهای ورمکرده و بزرگ به وجود آید. البته در این میان، مرکز ثقل پایین خودرو باعث شده تا حتی با رینگ های 16 اینچی، کلیو به مراتب چسبیدهبهزمینتر از دیگر رقبای همرده خود به چشم بیاید. اما طرح رینگ های آلیاژی پنجپره بهکاررفته در مدل مورد آزمایش را نباید به زيبايي رينگهاي كپچر دانست و اگر آن را در کنار رینگ های آلومینیومی 17 اینچی کپچر قرار دهید اين موضوع بيشتر به چشم ميآيد. آیینه های جانبی نیز به تبعیت از سایر مدل های بزرگ رنو بر روی در جلو جاسازی شده تا با وجود تم متضاد و تیره با رنگ بدنه تکمیل کننده حالت اسپرت این زاویه باشد.

در نمای عقب نیز کلیو با پیروی از طراحی بخش جلو، تا حد امکان از به کار بردن خطوط اضافی و اغراق آمیز پرهیز نموده تا وظیفه ایجاد تناسب و هماهنگي اسپرت این قسمت نیز با چراغ ها ، پخشكننده هوا و بالچه نصب شده در بخش انتهایی سقف باشد. البته شیشه عقب با طرح شش ضلعی خود با این‌که به لحاظ بصری در هماهنگی کامل با بخش های دیگر بدنه قرار دارد ولی دید عقب راننده را كمي محدود کرده است.

 

داخل اتاق

پس از نگاه جامع به بدنه، نوبت به سوار شدن به خودرو می رسد. خوش بختانه کلیو در داخل اتاق نیز سرنشینان را به هیچ وجه ناراضی نگاه نخواهد داشت زیرا تقریبا همانن اصول به کار رفته در طراحی بدنه در این فضا نیز به خوبی رعایت شده تا حس قرار گیری در یک خودروی کوچک شهری با یک رانندگی اسپرت در هم آمیخته شود. به صورت کلی فرانسوی ها استاد چنین ترفند هایی در مدل های کوچک هستند، چیزی که قبلا در پژو 206 نیز به آسانی قابل رویت بود.

در کلیو همانند مگان و سایر خودروهای مشابه دیگر خبری از سوییچ بر روی درها نیست و به واسطه کارت الکترونیکی می توان نسبت به باز و بسته نمودن درها و صندوق عقب اقدام کرد. پوشش یکدست مشکی داخل اتاق دقیقا همان موردی است که از یک هاچ بک اسپرت انتظار می رود ضمن این‌که تزیینات کرومی نیز چاشنی لوکس بودن را به آن می افزایند. به لحاظ کلی داشبورد خودرو ساده و فارغ از شلوغکاری طراحی شده تا در بدو ورود به این فضا اول از همه نشان دهنده های عقربهاي–دیجیتال پشت فرمان و صفحه نمایش لمسی قرار گرفته در بخش بالایی کنسول وسط داشبورد جلب توجه کند. کار با ادوات موجود در خودرو اعم از سیستم ناوبری، سیستم صوتی باسرفلکس قدرتمند، تهویه مطبوع اتوماتیک و ... به راحتی قابل انجام و حاکی از چیدمان مناسب آن‌هاست. صندلی های جلو نیز در طول مدت آزمایش به خوبی بدن سرنشینان را در خود نگه می دارد تا در دورهای تقریبا شدید نیز کم ترین انحراف برای بدن ایجاد شود. نشانگرهای پشت فرمان به گونه ای طراحی شده اند که علاوه بر جذابیت بسیار زیاد در هر شرایطی بسیار خوانا هستند تا مشکلی در این بخش احساس نشود.

در ردیف دوم صندلی ها، فضا قدري محدودتر از صندليهاي جلو است تا تنها دو سرنشین بالغ امکان استفاده از آن را داشته باشند. البته صندوق عقب خودرو با ظرفیت 300 لیتر، فضاي کافی برای قرار دادن وسایل یک مسافرت نهچندان بلند را دارد كه در مقايسه با ديگر خودروهاي هاچبك، بسيار خوب به نظر ميرسد.

بیش تر مواردی که در مورد رنو کلیو جدید به آن اشاره شد در برادر بزرگترش کپچر نیز با تغییراتي قابل مشاهده است، اما طراحان کپچر به واسطه ماهیت خودرو و كاربرد آن، تاحدودی از خصوصیات اسپرتی آن در مقایسه با کلیو کاسته اند و در عوض فلسفه لوکس بودن را اندکی با دقت بیش تری پیاده سازی کرده اند که این موضوع در طراحی بدنه و داخل کابین نیز به خوبی ملموس است. البته همچنان کپچر را باید یک کراساوور اسپرت در نظر گرفت که عملا هیچ کدام از رقبای داخلی آن به لحاظ خصویات ظاهری در رده ای بهتر از آن قرار نخواهند گرفت. نكته بسيار جالب توجه در مورد رنو كپچر اين است كه اين خودرو قابلیت سفارش به صورت دو رنگ را دارد ، كما اين كه در نمونه مورد آزمایش، سقف خودرو به رنگ مشکی و بدنه آن به رنگ شیری بود که با وجود زه های سرتاسری قرار گرفته بر روی حاشیه گل‌گیرها و براگیر جانبی به راحتی می توان لقب یک شاسی بلند لوکس اسپرت اقتصادی را برای آن نظر گرفت.

در داخل کابین نیز همان فضای آشنای کلیو را البته با برخی تغییرات در جزئیات می توان دید. هر چند کپچر در رده کراس اوورهای جمع و جور طبقه بندی می شود ولی فضای بسیار مناسبی برای چهار سرنشین بزرگ سال حتی در مسافرت های طولانی در آن وجود دارد که در کنار صندوق 377 لیتری تقریبا موقعیت خوبی را برای خانواده های کم جمعیت داراست.  در بخش تجهیزات نیز هر دو خودرو در یک سطح قرار می گیرند و مواردی همانند سیستم صوتی قدرتمند، دوربین دید عقب، سیستم رهیاب ماهواره ای، تهویه مطبوع اتوماتیک، آیینه های برقی، سیستم ورود و خروج بدون کلید، کروزکنترل با قابلیت محدود كردن حداکثر سرعت (ليميتر)، چراغ ها روشنایی در روز از نوع الاييدي، سیستم تلهماتیک و ... در آن‌ها به صورت استاندارد وجود دارد.

 

تجربه رانندگی

هر دو خودروی مورد بررسی از قوای محرکه یکسان برخوردارند که در کنار تشابهات فراوان دیگر در بخش فنی باید انتظار خصوصیات رانندگی بسیار نزدیک به یکدیگر را از آن‌ها داشت. رنو کلیو و کپچر مذکور از نوع TCe  هستند که یک پیشرانه 1.2 لیتری مجهز به سیستم توربو را در زیر کاپوت خود می بینند. این پیشرانه به لطف سیستم پرخوران، توانایی تولید حداکثر قدرتی برابر با 120 اسب بخار در 4900 دور در دقیقه و بیش‌تر گشتاور 190 نیوتن متر را دارد و با وجود حجم كم، نیروی کافی برای حرکت هر دو مدل ایجاد مي کند. به منظور روشن کردن این پیشرانه پس از قرار دادن کلید كارتيشكل خودرو كه به راحتي در جيب پيراهن جاي ميگيرد در جای مخصوص ( در پایین کنسول وسط داشبورد ) در حالی که جعبهدنده اتوماتيك در وضعیت پارک و پا روی پدال ترمز قرار داد، تنها کافی است دکمه روشن-خاموش روی داشبورد را فشار دهید تا صدای بم پیشرانه در همان ابتدای امر جلب توجه كند. خوش‌بختانه سیستم توربو درنظرگرفتهشده برای این پیشرانه از همان دورهای ابتدایي فعال می شود تا راننده هم از صدای خروجی از آن و هم شتاب‌گيری خوب خودرو لذت ببرد. جعبه دنده موجود در این دو مدل از نوع ششدنده اتوماتیک با قابلیت تعویض دستی است که تقریبا در هر حالتی به خوبی پاسخی سریع به وضعیت کارکرد پیشرانه می دهد.

در زمان بررسی این خودروها، هماهنگی فوق العاده پیشرانه با جعبه دنده بسیار جلب توجه می کرد. هر چند در شروع حرکت یک وقفه كوچك در شتاب‌گیری هر دو خودرو را كه در خودروهاي توربو رايج است می توان مشاهده کرد ولی در ادامه و با فشردن بر پدال گاز قدرت خوب این پیشرانه حتی در سر بالایی ها قابل قبول به نظر می رسد ضمن این‌که صدای خروجی از از اگزوز نیز در صورتی که دور موتور را بالا نگه دارید طنینی لذت بخش در داخل اتاق ایجاد می کند. گيربكس شش دنده خودكار این خودروها در هر حالتی بسیار خوب و سریعل عمل می کند ولی اگر خواهان یک رانندگی اسپرت تر باشید (به خصوص در کلیو) حالت تعویض دستی گزینه بهتری خواهد بود. با وجود وضعیت مشابه فنی، كليو به واسطه وزن اندکی كمتر از کپچر ( در حدود 100 کیلوگرم ) برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر درساعت به 12 ثانیه زمان نیاز دارد كه اين رقم طبق اعلام رسمی کارخانه 10.6 ثانیه است. این در حالی است که کپچر این سرعت را در زمانی بیش‌تر از 12.5 ثانیه به دست می آورد (شتاب رسمی خودرو 10.9 ثانیه) که برای چنین خودرويی قابل قبول است.

هرچند هیچ یک از دو خودروی مورد بررسی از ترمز های دیسکی در محور عقب خود بهره نمی برند ولی حتی لحظه ای شک در مورد قدرت فوق العاده عالی ترمز گیری آن‌ها نباید داشت تا سیستم های الكترونيكي به کار رفته در آن، خودروها را بدون کوچک ترین انحرافی و در خط مستقیم در کمترین مسافت ممکن متوقف می کند تا هر راننده ای در این بخش لبخند رضایت بر لبان خود داشته باشد.

در بخش فرمان پذیری و دینامیک حرکتی، رنو کلیو به واسطه ابعاد کوچک‌تر و البته فاصله کم‌تر تا زمین (clearance) اصطلاحا خوشدست تر از کپچر احساس می شود ولی به واسطه سیستم تعلیق یکسان در هر دو خودرو، کراس اوور رنو را نیز نباید فاقد لذت رانندگی دانست. در این بخش تنها به دلیلی که ذکر شد کلیو از عملکرد بهتری بر خوردار است. ماهيت اسپرت رنو كليو، طراحان را بر آن داشته تا براي ايجاد قابليتهاي ديناميكي بالا، سيستم تعليق را به گونهاي طراحي كنند كه خودرو در پيچها عملكرد بهتري داشته باشد وليكن در دست انداز ها قدري از کیفیت سواری خودرو كاسته شود كه البته این مورد بیش‌تر در محور عقب قابل احساس بود.

در مجموع، نسل چهارم رنو کلیو و رنو کپچر جدید را باید خودروهایی بسیار مناسب برای بازار داخلی دانست که البته رقبای قدری به ویژه در مورد کلیو در انتظار آن‌ها قرار دارند. البته وجهه مثبت برند اروپايي شركت سازنده يعني رنو و کیفیت ساخت بسیار خوب هر دو خودرو یک برگ برنده برای آن‌ها به حساب می آید که باید دید در آینده ای نزدیک تا چه حدی می توانند رضایت مشتریان را جلب کنند.

 

 

 

 

در سال های نه چندان دور، دو خودروساز بزرگ فرانسوی یعنی پژو و رنو حتی در مقوله طراحی خودرو های خود نیز با رقبای آلمانی و آسیایی فاصله داشتند که با چرخشی اساسی، در حال حاضر قدرت مد فرانسوی ها را در شکل دهی به خودروهای آن‌ها نیز می توان یافت تا حتی در رده های پایین بازار نیز طرح هایی به مراتب لوکس و پر زرق و برق در اختیار مشتریان قرار گیرد. به بهانه برگزاري نمايشگاه تبريز و رونمايي محصولات جديدي كه قرار است در خطوط توليد ايرانخودرو ظاهر شوند، دو دستگاه از جدیدترین مدل های رنو يعني كليو و کپچر را در طول یک روز مورد بررسی قرار داديم تا خوانندگان عزيز نشريه بیش‌تر با این دو محصول روز اروپا آشنا شوند. اميدواريم در آينده نزديك و با نهايي شدن قراردادها، هر دو خودروی مذکور توسط شركت ایران خودرو در بازار داخلی عرضه شوند و تنوع سبد محصولات این شرکت بیش از پیش پربار شود.

رنو 5 در زمان خود یکی از خودروهای محبوب در داخل کشور به حساب می آمد که بیش‌تر، قشر جوان را هدف قرار داده بود و اتفاقا در این زمینه نیز مدل موفقی محسوب می شود. رنو کلیو را عملا باید از نوادگان دور رنو 5 دانست که تقریبا در آستانه 25 سالگی خود قرار دارد. تاکنون چهار نسل از این خودرو به بازار عرضه شده که تمامی آن ها را در فهرست پر فروش ترین های اروپا می توان مشاهده کرد تا به نوعی ناجی رنو به خصوص در مشکلات اواخر دهه هشتاد میلادی این شرکت در نظر گرفته شود. در عین حال کلیو در کنار سلطان بلامنازع کلاس خودروهای كوچك شهری یعنی فولکس واگن گلف، تنها خودرویی است که دو بار به عنوان خودروی سال اروپا برگزیده شده تا نشان از قابلیت های بسیار خوب این مدل باشد.

همین معروفیت و فروش فوق العاده کلیو باعث شد تا رنو بر پایه این خودرو، دست به طراحی یک کراساورر كوچك بزند. رنو کپچر ماحصل این اقدام است که همانند نسل چهارم کلیو و نیسان جوک، روی پلاتفرم B رنو–نیسان شکل گرفته و بر این اساس، یک ون چندمنظوره، کراساوور و هاچ بک به حساب می آید. کپچر از سال گذشته میلادی در بازار حضور دارد تا در همین زمان کوتاه پس از نیسان جوک و داچیا ( رنو ) داستر سومین مینی کراس اوور پرفروش این قاره باشد. همچنین در سال جاری سایت معتبر واتكار، این خودرو را به عنوان بهترین شاسيبلند کوچک ارزان تر از 16 هزار پوند انتخاب کرده تا رویه مثبت پیش روی کپچر عامل اصلی ورود آن به بازار داخلی نیز باشد.

پس از نگاهی به پیشینه هر دو خودرو، باید دید این دو تازهوارد فرانسوی از چه ویژگی ها و خصوصیات بارزی در مقایسه با رقبای دیگر هم کلاس خود بهره می برند. خوش‌بختانه هم کلیو و هم کپچر موجود در کشور از آخرین مدل تولیدی انتخاب شده اند و برچسب 2015 بر روی آن‌ها به خوبی خودنمایی ميكند. البته بدون توجه به این موضوع و تنها با نگاهی به بدنه خودروها نیز به وضوح می توان رد پای زبان طراحی جدید رنو را در آن ها مشاهده کرد تا پس از مدل فلوئنس، دومین سری از خودروهایی باشند که با جدیدترین فیس لیفت کارخانه در داخل به فروش خواهند رسید.

 

نمای ظاهری

با در نظر گرفتن مقدمه ذکر شده در بالا طبیعتا باید انتظار خود را از هر دو خودرو کمی بالا ببریم تا با حالتی چالش برانگیزتر به نقد و بررسی طراحی آن ها پرداخته شود. آن‌چه در همان نگاه نخست به راحتی می توان از این خودروها نظاره گر بود، طراحی تهاجمی و اسپرت در تمامی نماها به ویژه در مورد کلیو است. رنو کلیو به عنوان یک مدل حیاتی برای رنو تقریبا بیش ترین وسواس را در شکلدهی به خود می بیند تا حداقل در این چهار نسل، با کم‌ترین انتقادات طراحی روانه بازار شود. در نمای جلو، درپوش پیشرانه و حتی سپر با خطوط بسیاری همراه نیست و درست در نقطه مقابل، فارغ از هر گونه اغراق، حجمی نرم و روان را به وجود آورده اند. اما برای ایجاد چهره ای تهاجمی، اولین بخشی که تمام توجهات را به خود جلب می کند بدون شک چراغ های بسیار بزرگ جلو هستند که تقریبا تا نزدیکی های ستون جلو کشیده شده اند. گرافیک داخلی این چراغ ها در بهترین حالت ممکن طراحی شده تا در کنار چراغ های الاييدي روزنما و البته نشان بزرگ رنو در مرکز جلو پنجره، کلیو را حتی در مدل پایه نیز به طرز فریبنده ای اسپرت تر از آن چه واقعا هست در نظر بیننده جلوه دهد.

یکی از خصوصیات قابل توجه و تحسین برانگیز در مورد نسل چهارم کليو، حالت کوپهمانند بدنه است که به لطف انتقال دستگیره عقب بر روی بخش ابتدایی سیتون عقب، بسیاری خودروی شما را درست مشابه یک مدل کوپه دودر خواهند دید. (موضوعي که بارها در طی انجام آزمایش افراد به اشتباه به آن اشاره كردند.) در نمای جانبی، همان آسودگی طراحان در ایجاد احجام نرم را به راحتی می توان در درها نیز مشاهده نمود تا حس عضلانی بودن خودرو تنها به واسطه گل‌گیرهای ورمکرده و بزرگ به وجود آید. البته در این میان، مرکز ثقل پایین خودرو باعث شده تا حتی با رینگ های 16 اینچی، کلیو به مراتب چسبیدهبهزمینتر از دیگر رقبای همرده خود به چشم بیاید. اما طرح رینگ های آلیاژی پنجپره بهکاررفته در مدل مورد آزمایش را نباید به زيبايي رينگهاي كپچر دانست و اگر آن را در کنار رینگ های آلومینیومی 17 اینچی کپچر قرار دهید اين موضوع بيشتر به چشم ميآيد. آیینه های جانبی نیز به تبعیت از سایر مدل های بزرگ رنو بر روی در جلو جاسازی شده تا با وجود تم متضاد و تیره با رنگ بدنه تکمیل کننده حالت اسپرت این زاویه باشد.

در نمای عقب نیز کلیو با پیروی از طراحی بخش جلو، تا حد امکان از به کار بردن خطوط اضافی و اغراق آمیز پرهیز نموده تا وظیفه ایجاد تناسب و هماهنگي اسپرت این قسمت نیز با چراغ ها ، پخشكننده هوا و بالچه نصب شده در بخش انتهایی سقف باشد. البته شیشه عقب با طرح شش ضلعی خود با این‌که به لحاظ بصری در هماهنگی کامل با بخش های دیگر بدنه قرار دارد ولی دید عقب راننده را كمي محدود کرده است.

 

داخل اتاق

پس از نگاه جامع به بدنه، نوبت به سوار شدن به خودرو می رسد. خوش بختانه کلیو در داخل اتاق نیز سرنشینان را به هیچ وجه ناراضی نگاه نخواهد داشت زیرا تقریبا همانن اصول به کار رفته در طراحی بدنه در این فضا نیز به خوبی رعایت شده تا حس قرار گیری در یک خودروی کوچک شهری با یک رانندگی اسپرت در هم آمیخته شود. به صورت کلی فرانسوی ها استاد چنین ترفند هایی در مدل های کوچک هستند، چیزی که قبلا در پژو 206 نیز به آسانی قابل رویت بود.

در کلیو همانند مگان و سایر خودروهای مشابه دیگر خبری از سوییچ بر روی درها نیست و به واسطه کارت الکترونیکی می توان نسبت به باز و بسته نمودن درها و صندوق عقب اقدام کرد. پوشش یکدست مشکی داخل اتاق دقیقا همان موردی است که از یک هاچ بک اسپرت انتظار می رود ضمن این‌که تزیینات کرومی نیز چاشنی لوکس بودن را به آن می افزایند. به لحاظ کلی داشبورد خودرو ساده و فارغ از شلوغکاری طراحی شده تا در بدو ورود به این فضا اول از همه نشان دهنده های عقربهاي–دیجیتال پشت فرمان و صفحه نمایش لمسی قرار گرفته در بخش بالایی کنسول وسط داشبورد جلب توجه کند. کار با ادوات موجود در خودرو اعم از سیستم ناوبری، سیستم صوتی باسرفلکس قدرتمند، تهویه مطبوع اتوماتیک و ... به راحتی قابل انجام و حاکی از چیدمان مناسب آن‌هاست. صندلی های جلو نیز در طول مدت آزمایش به خوبی بدن سرنشینان را در خود نگه می دارد تا در دورهای تقریبا شدید نیز کم ترین انحراف برای بدن ایجاد شود. نشانگرهای پشت فرمان به گونه ای طراحی شده اند که علاوه بر جذابیت بسیار زیاد در هر شرایطی بسیار خوانا هستند تا مشکلی در این بخش احساس نشود.

در ردیف دوم صندلی ها، فضا قدري محدودتر از صندليهاي جلو است تا تنها دو سرنشین بالغ امکان استفاده از آن را داشته باشند. البته صندوق عقب خودرو با ظرفیت 300 لیتر، فضاي کافی برای قرار دادن وسایل یک مسافرت نهچندان بلند را دارد كه در مقايسه با ديگر خودروهاي هاچبك، بسيار خوب به نظر ميرسد.

بیش تر مواردی که در مورد رنو کلیو جدید به آن اشاره شد در برادر بزرگترش کپچر نیز با تغییراتي قابل مشاهده است، اما طراحان کپچر به واسطه ماهیت خودرو و كاربرد آن، تاحدودی از خصوصیات اسپرتی آن در مقایسه با کلیو کاسته اند و در عوض فلسفه لوکس بودن را اندکی با دقت بیش تری پیاده سازی کرده اند که این موضوع در طراحی بدنه و داخل کابین نیز به خوبی ملموس است. البته همچنان کپچر را باید یک کراساوور اسپرت در نظر گرفت که عملا هیچ کدام از رقبای داخلی آن به لحاظ خصویات ظاهری در رده ای بهتر از آن قرار نخواهند گرفت. نكته بسيار جالب توجه در مورد رنو كپچر اين است كه اين خودرو قابلیت سفارش به صورت دو رنگ را دارد ، كما اين كه در نمونه مورد آزمایش، سقف خودرو به رنگ مشکی و بدنه آن به رنگ شیری بود که با وجود زه های سرتاسری قرار گرفته بر روی حاشیه گل‌گیرها و براگیر جانبی به راحتی می توان لقب یک شاسی بلند لوکس اسپرت اقتصادی را برای آن نظر گرفت.

در داخل کابین نیز همان فضای آشنای کلیو را البته با برخی تغییرات در جزئیات می توان دید. هر چند کپچر در رده کراس اوورهای جمع و جور طبقه بندی می شود ولی فضای بسیار مناسبی برای چهار سرنشین بزرگ سال حتی در مسافرت های طولانی در آن وجود دارد که در کنار صندوق 377 لیتری تقریبا موقعیت خوبی را برای خانواده های کم جمعیت داراست.  در بخش تجهیزات نیز هر دو خودرو در یک سطح قرار می گیرند و مواردی همانند سیستم صوتی قدرتمند، دوربین دید عقب، سیستم رهیاب ماهواره ای، تهویه مطبوع اتوماتیک، آیینه های برقی، سیستم ورود و خروج بدون کلید، کروزکنترل با قابلیت محدود كردن حداکثر سرعت (ليميتر)، چراغ ها روشنایی در روز از نوع الاييدي، سیستم تلهماتیک و ... در آن‌ها به صورت استاندارد وجود دارد.

 

تجربه رانندگی

هر دو خودروی مورد بررسی از قوای محرکه یکسان برخوردارند که در کنار تشابهات فراوان دیگر در بخش فنی باید انتظار خصوصیات رانندگی بسیار نزدیک به یکدیگر را از آن‌ها داشت. رنو کلیو و کپچر مذکور از نوع TCe  هستند که یک پیشرانه 1.2 لیتری مجهز به سیستم توربو را در زیر کاپوت خود می بینند. این پیشرانه به لطف سیستم پرخوران، توانایی تولید حداکثر قدرتی برابر با 120 اسب بخار در 4900 دور در دقیقه و بیش‌تر گشتاور 190 نیوتن متر را دارد و با وجود حجم كم، نیروی کافی برای حرکت هر دو مدل ایجاد مي کند. به منظور روشن کردن این پیشرانه پس از قرار دادن کلید كارتيشكل خودرو كه به راحتي در جيب پيراهن جاي ميگيرد در جای مخصوص ( در پایین کنسول وسط داشبورد ) در حالی که جعبهدنده اتوماتيك در وضعیت پارک و پا روی پدال ترمز قرار داد، تنها کافی است دکمه روشن-خاموش روی داشبورد را فشار دهید تا صدای بم پیشرانه در همان ابتدای امر جلب توجه كند. خوش‌بختانه سیستم توربو درنظرگرفتهشده برای این پیشرانه از همان دورهای ابتدایي فعال می شود تا راننده هم از صدای خروجی از آن و هم شتاب‌گيری خوب خودرو لذت ببرد. جعبه دنده موجود در این دو مدل از نوع ششدنده اتوماتیک با قابلیت تعویض دستی است که تقریبا در هر حالتی به خوبی پاسخی سریع به وضعیت کارکرد پیشرانه می دهد.

در زمان بررسی این خودروها، هماهنگی فوق العاده پیشرانه با جعبه دنده بسیار جلب توجه می کرد. هر چند در شروع حرکت یک وقفه كوچك در شتاب‌گیری هر دو خودرو را كه در خودروهاي توربو رايج است می توان مشاهده کرد ولی در ادامه و با فشردن بر پدال گاز قدرت خوب این پیشرانه حتی در سر بالایی ها قابل قبول به نظر می رسد ضمن این‌که صدای خروجی از از اگزوز نیز در صورتی که دور موتور را بالا نگه دارید طنینی لذت بخش در داخل اتاق ایجاد می کند. گيربكس شش دنده خودكار این خودروها در هر حالتی بسیار خوب و سریعل عمل می کند ولی اگر خواهان یک رانندگی اسپرت تر باشید (به خصوص در کلیو) حالت تعویض دستی گزینه بهتری خواهد بود. با وجود وضعیت مشابه فنی، كليو به واسطه وزن اندکی كمتر از کپچر ( در حدود 100 کیلوگرم ) برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر درساعت به 12 ثانیه زمان نیاز دارد كه اين رقم طبق اعلام رسمی کارخانه 10.6 ثانیه است. این در حالی است که کپچر این سرعت را در زمانی بیش‌تر از 12.5 ثانیه به دست می آورد (شتاب رسمی خودرو 10.9 ثانیه) که برای چنین خودرويی قابل قبول است.

هرچند هیچ یک از دو خودروی مورد بررسی از ترمز های دیسکی در محور عقب خود بهره نمی برند ولی حتی لحظه ای شک در مورد قدرت فوق العاده عالی ترمز گیری آن‌ها نباید داشت تا سیستم های الكترونيكي به کار رفته در آن، خودروها را بدون کوچک ترین انحرافی و در خط مستقیم در کمترین مسافت ممکن متوقف می کند تا هر راننده ای در این بخش لبخند رضایت بر لبان خود داشته باشد.

در بخش فرمان پذیری و دینامیک حرکتی، رنو کلیو به واسطه ابعاد کوچک‌تر و البته فاصله کم‌تر تا زمین (clearance) اصطلاحا خوشدست تر از کپچر احساس می شود ولی به واسطه سیستم تعلیق یکسان در هر دو خودرو، کراس اوور رنو را نیز نباید فاقد لذت رانندگی دانست. در این بخش تنها به دلیلی که ذکر شد کلیو از عملکرد بهتری بر خوردار است. ماهيت اسپرت رنو كليو، طراحان را بر آن داشته تا براي ايجاد قابليتهاي ديناميكي بالا، سيستم تعليق را به گونهاي طراحي كنند كه خودرو در پيچها عملكرد بهتري داشته باشد وليكن در دست انداز ها قدري از کیفیت سواری خودرو كاسته شود كه البته این مورد بیش‌تر در محور عقب قابل احساس بود.

در مجموع، نسل چهارم رنو کلیو و رنو کپچر جدید را باید خودروهایی بسیار مناسب برای بازار داخلی دانست که البته رقبای قدری به ویژه در مورد کلیو در انتظار آن‌ها قرار دارند. البته وجهه مثبت برند اروپايي شركت سازنده يعني رنو و کیفیت ساخت بسیار خوب هر دو خودرو یک برگ برنده برای آن‌ها به حساب می آید که باید دید در آینده ای نزدیک تا چه حدی می توانند رضایت مشتریان را جلب کنند.

 

 

 

 

 

در سال های نه چندان دور، دو خودروساز بزرگ فرانسوی یعنی پژو و رنو حتی در مقوله طراحی خودرو های خود نیز با رقبای آلمانی و آسیایی فاصله داشتند که با چرخشی اساسی، در حال حاضر قدرت مد فرانسوی ها را در شکل دهی به خودروهای آن‌ها نیز می توان یافت تا حتی در رده های پایین بازار نیز طرح هایی به مراتب لوکس و پر زرق و برق در اختیار مشتریان قرار گیرد. به بهانه برگزاري نمايشگاه تبريز و رونمايي محصولات جديدي كه قرار است در خطوط توليد ايرانخودرو ظاهر شوند، دو دستگاه از جدیدترین مدل های رنو يعني كليو و کپچر را در طول یک روز مورد بررسی قرار داديم تا خوانندگان عزيز نشريه بیش‌تر با این دو محصول روز اروپا آشنا شوند. اميدواريم در آينده نزديك و با نهايي شدن قراردادها، هر دو خودروی مذکور توسط شركت ایران خودرو در بازار داخلی عرضه شوند و تنوع سبد محصولات این شرکت بیش از پیش پربار شود.

رنو 5 در زمان خود یکی از خودروهای محبوب در داخل کشور به حساب می آمد که بیش‌تر، قشر جوان را هدف قرار داده بود و اتفاقا در این زمینه نیز مدل موفقی محسوب می شود. رنو کلیو را عملا باید از نوادگان دور رنو 5 دانست که تقریبا در آستانه 25 سالگی خود قرار دارد. تاکنون چهار نسل از این خودرو به بازار عرضه شده که تمامی آن ها را در فهرست پر فروش ترین های اروپا می توان مشاهده کرد تا به نوعی ناجی رنو به خصوص در مشکلات اواخر دهه هشتاد میلادی این شرکت در نظر گرفته شود. در عین حال کلیو در کنار سلطان بلامنازع کلاس خودروهای كوچك شهری یعنی فولکس واگن گلف، تنها خودرویی است که دو بار به عنوان خودروی سال اروپا برگزیده شده تا نشان از قابلیت های بسیار خوب این مدل باشد.

همین معروفیت و فروش فوق العاده کلیو باعث شد تا رنو بر پایه این خودرو، دست به طراحی یک کراساورر كوچك بزند. رنو کپچر ماحصل این اقدام است که همانند نسل چهارم کلیو و نیسان جوک، روی پلاتفرم B رنو–نیسان شکل گرفته و بر این اساس، یک ون چندمنظوره، کراساوور و هاچ بک به حساب می آید. کپچر از سال گذشته میلادی در بازار حضور دارد تا در همین زمان کوتاه پس از نیسان جوک و داچیا ( رنو ) داستر سومین مینی کراس اوور پرفروش این قاره باشد. همچنین در سال جاری سایت معتبر واتكار، این خودرو را به عنوان بهترین شاسيبلند کوچک ارزان تر از 16 هزار پوند انتخاب کرده تا رویه مثبت پیش روی کپچر عامل اصلی ورود آن به بازار داخلی نیز باشد.

پس از نگاهی به پیشینه هر دو خودرو، باید دید این دو تازهوارد فرانسوی از چه ویژگی ها و خصوصیات بارزی در مقایسه با رقبای دیگر هم کلاس خود بهره می برند. خوش‌بختانه هم کلیو و هم کپچر موجود در کشور از آخرین مدل تولیدی انتخاب شده اند و برچسب 2015 بر روی آن‌ها به خوبی خودنمایی ميكند. البته بدون توجه به این موضوع و تنها با نگاهی به بدنه خودروها نیز به وضوح می توان رد پای زبان طراحی جدید رنو را در آن ها مشاهده کرد تا پس از مدل فلوئنس، دومین سری از خودروهایی باشند که با جدیدترین فیس لیفت کارخانه در داخل به فروش خواهند رسید.

 

نمای ظاهری

با در نظر گرفتن مقدمه ذکر شده در بالا طبیعتا باید انتظار خود را از هر دو خودرو کمی بالا ببریم تا با حالتی چالش برانگیزتر به نقد و بررسی طراحی آن ها پرداخته شود. آن‌چه در همان نگاه نخست به راحتی می توان از این خودروها نظاره گر بود، طراحی تهاجمی و اسپرت در تمامی نماها به ویژه در مورد کلیو است. رنو کلیو به عنوان یک مدل حیاتی برای رنو تقریبا بیش ترین وسواس را در شکلدهی به خود می بیند تا حداقل در این چهار نسل، با کم‌ترین انتقادات طراحی روانه بازار شود. در نمای جلو، درپوش پیشرانه و حتی سپر با خطوط بسیاری همراه نیست و درست در نقطه مقابل، فارغ از هر گونه اغراق، حجمی نرم و روان را به وجود آورده اند. اما برای ایجاد چهره ای تهاجمی، اولین بخشی که تمام توجهات را به خود جلب می کند بدون شک چراغ های بسیار بزرگ جلو هستند که تقریبا تا نزدیکی های ستون جلو کشیده شده اند. گرافیک داخلی این چراغ ها در بهترین حالت ممکن طراحی شده تا در کنار چراغ های الاييدي روزنما و البته نشان بزرگ رنو در مرکز جلو پنجره، کلیو را حتی در مدل پایه نیز به طرز فریبنده ای اسپرت تر از آن چه واقعا هست در نظر بیننده جلوه دهد.

یکی از خصوصیات قابل توجه و تحسین برانگیز در مورد نسل چهارم کليو، حالت کوپهمانند بدنه است که به لطف انتقال دستگیره عقب بر روی بخش ابتدایی سیتون عقب، بسیاری خودروی شما را درست مشابه یک مدل کوپه دودر خواهند دید. (موضوعي که بارها در طی انجام آزمایش افراد به اشتباه به آن اشاره كردند.) در نمای جانبی، همان آسودگی طراحان در ایجاد احجام نرم را به راحتی می توان در درها نیز مشاهده نمود تا حس عضلانی بودن خودرو تنها به واسطه گل‌گیرهای ورمکرده و بزرگ به وجود آید. البته در این میان، مرکز ثقل پایین خودرو باعث شده تا حتی با رینگ های 16 اینچی، کلیو به مراتب چسبیدهبهزمینتر از دیگر رقبای همرده خود به چشم بیاید. اما طرح رینگ های آلیاژی پنجپره بهکاررفته در مدل مورد آزمایش را نباید به زيبايي رينگهاي كپچر دانست و اگر آن را در کنار رینگ های آلومینیومی 17 اینچی کپچر قرار دهید اين موضوع بيشتر به چشم ميآيد. آیینه های جانبی نیز به تبعیت از سایر مدل های بزرگ رنو بر روی در جلو جاسازی شده تا با وجود تم متضاد و تیره با رنگ بدنه تکمیل کننده حالت اسپرت این زاویه باشد.

در نمای عقب نیز کلیو با پیروی از طراحی بخش جلو، تا حد امکان از به کار بردن خطوط اضافی و اغراق آمیز پرهیز نموده تا وظیفه ایجاد تناسب و هماهنگي اسپرت این قسمت نیز با چراغ ها ، پخشكننده هوا و بالچه نصب شده در بخش انتهایی سقف باشد. البته شیشه عقب با طرح شش ضلعی خود با این‌که به لحاظ بصری در هماهنگی کامل با بخش های دیگر بدنه قرار دارد ولی دید عقب راننده را كمي محدود کرده است.

 

داخل اتاق

پس از نگاه جامع به بدنه، نوبت به سوار شدن به خودرو می رسد. خوش بختانه کلیو در داخل اتاق نیز سرنشینان را به هیچ وجه ناراضی نگاه نخواهد داشت زیرا تقریبا همانن اصول به کار رفته در طراحی بدنه در این فضا نیز به خوبی رعایت شده تا حس قرار گیری در یک خودروی کوچک شهری با یک رانندگی اسپرت در هم آمیخته شود. به صورت کلی فرانسوی ها استاد چنین ترفند هایی در مدل های کوچک هستند، چیزی که قبلا در پژو 206 نیز به آسانی قابل رویت بود.

در کلیو همانند مگان و سایر خودروهای مشابه دیگر خبری از سوییچ بر روی درها نیست و به واسطه کارت الکترونیکی می توان نسبت به باز و بسته نمودن درها و صندوق عقب اقدام کرد. پوشش یکدست مشکی داخل اتاق دقیقا همان موردی است که از یک هاچ بک اسپرت انتظار می رود ضمن این‌که تزیینات کرومی نیز چاشنی لوکس بودن را به آن می افزایند. به لحاظ کلی داشبورد خودرو ساده و فارغ از شلوغکاری طراحی شده تا در بدو ورود به این فضا اول از همه نشان دهنده های عقربهاي–دیجیتال پشت فرمان و صفحه نمایش لمسی قرار گرفته در بخش بالایی کنسول وسط داشبورد جلب توجه کند. کار با ادوات موجود در خودرو اعم از سیستم ناوبری، سیستم صوتی باسرفلکس قدرتمند، تهویه مطبوع اتوماتیک و ... به راحتی قابل انجام و حاکی از چیدمان مناسب آن‌هاست. صندلی های جلو نیز در طول مدت آزمایش به خوبی بدن سرنشینان را در خود نگه می دارد تا در دورهای تقریبا شدید نیز کم ترین انحراف برای بدن ایجاد شود. نشانگرهای پشت فرمان به گونه ای طراحی شده اند که علاوه بر جذابیت بسیار زیاد در هر شرایطی بسیار خوانا هستند تا مشکلی در این بخش احساس نشود.

در ردیف دوم صندلی ها، فضا قدري محدودتر از صندليهاي جلو است تا تنها دو سرنشین بالغ امکان استفاده از آن را داشته باشند. البته صندوق عقب خودرو با ظرفیت 300 لیتر، فضاي کافی برای قرار دادن وسایل یک مسافرت نهچندان بلند را دارد كه در مقايسه با ديگر خودروهاي هاچبك، بسيار خوب به نظر ميرسد.

بیش تر مواردی که در مورد رنو کلیو جدید به آن اشاره شد در برادر بزرگترش کپچر نیز با تغییراتي قابل مشاهده است، اما طراحان کپچر به واسطه ماهیت خودرو و كاربرد آن، تاحدودی از خصوصیات اسپرتی آن در مقایسه با کلیو کاسته اند و در عوض فلسفه لوکس بودن را اندکی با دقت بیش تری پیاده سازی کرده اند که این موضوع در طراحی بدنه و داخل کابین نیز به خوبی ملموس است. البته همچنان کپچر را باید یک کراساوور اسپرت در نظر گرفت که عملا هیچ کدام از رقبای داخلی آن به لحاظ خصویات ظاهری در رده ای بهتر از آن قرار نخواهند گرفت. نكته بسيار جالب توجه در مورد رنو كپچر اين است كه اين خودرو قابلیت سفارش به صورت دو رنگ را دارد ، كما اين كه در نمونه مورد آزمایش، سقف خودرو به رنگ مشکی و بدنه آن به رنگ شیری بود که با وجود زه های سرتاسری قرار گرفته بر روی حاشیه گل‌گیرها و براگیر جانبی به راحتی می توان لقب یک شاسی بلند لوکس اسپرت اقتصادی را برای آن نظر گرفت.

در داخل کابین نیز همان فضای آشنای کلیو را البته با برخی تغییرات در جزئیات می توان دید. هر چند کپچر در رده کراس اوورهای جمع و جور طبقه بندی می شود ولی فضای بسیار مناسبی برای چهار سرنشین بزرگ سال حتی در مسافرت های طولانی در آن وجود دارد که در کنار صندوق 377 لیتری تقریبا موقعیت خوبی را برای خانواده های کم جمعیت داراست.  در بخش تجهیزات نیز هر دو خودرو در یک سطح قرار می گیرند و مواردی همانند سیستم صوتی قدرتمند، دوربین دید عقب، سیستم رهیاب ماهواره ای، تهویه مطبوع اتوماتیک، آیینه های برقی، سیستم ورود و خروج بدون کلید، کروزکنترل با قابلیت محدود كردن حداکثر سرعت (ليميتر)، چراغ ها روشنایی در روز از نوع الاييدي، سیستم تلهماتیک و ... در آن‌ها به صورت استاندارد وجود دارد.

 

تجربه رانندگی

هر دو خودروی مورد بررسی از قوای محرکه یکسان برخوردارند که در کنار تشابهات فراوان دیگر در بخش فنی باید انتظار خصوصیات رانندگی بسیار نزدیک به یکدیگر را از آن‌ها داشت. رنو کلیو و کپچر مذکور از نوع TCe  هستند که یک پیشرانه 1.2 لیتری مجهز به سیستم توربو را در زیر کاپوت خود می بینند. این پیشرانه به لطف سیستم پرخوران، توانایی تولید حداکثر قدرتی برابر با 120 اسب بخار در 4900 دور در دقیقه و بیش‌تر گشتاور 190 نیوتن متر را دارد و با وجود حجم كم، نیروی کافی برای حرکت هر دو مدل ایجاد مي کند. به منظور روشن کردن این پیشرانه پس از قرار دادن کلید كارتيشكل خودرو كه به راحتي در جيب پيراهن جاي ميگيرد در جای مخصوص ( در پایین کنسول وسط داشبورد ) در حالی که جعبهدنده اتوماتيك در وضعیت پارک و پا روی پدال ترمز قرار داد، تنها کافی است دکمه روشن-خاموش روی داشبورد را فشار دهید تا صدای بم پیشرانه در همان ابتدای امر جلب توجه كند. خوش‌بختانه سیستم توربو درنظرگرفتهشده برای این پیشرانه از همان دورهای ابتدایي فعال می شود تا راننده هم از صدای خروجی از آن و هم شتاب‌گيری خوب خودرو لذت ببرد. جعبه دنده موجود در این دو مدل از نوع ششدنده اتوماتیک با قابلیت تعویض دستی است که تقریبا در هر حالتی به خوبی پاسخی سریع به وضعیت کارکرد پیشرانه می دهد.

در زمان بررسی این خودروها، هماهنگی فوق العاده پیشرانه با جعبه دنده بسیار جلب توجه می کرد. هر چند در شروع حرکت یک وقفه كوچك در شتاب‌گیری هر دو خودرو را كه در خودروهاي توربو رايج است می توان مشاهده کرد ولی در ادامه و با فشردن بر پدال گاز قدرت خوب این پیشرانه حتی در سر بالایی ها قابل قبول به نظر می رسد ضمن این‌که صدای خروجی از از اگزوز نیز در صورتی که دور موتور را بالا نگه دارید طنینی لذت بخش در داخل اتاق ایجاد می کند. گيربكس شش دنده خودكار این خودروها در هر حالتی بسیار خوب و سریعل عمل می کند ولی اگر خواهان یک رانندگی اسپرت تر باشید (به خصوص در کلیو) حالت تعویض دستی گزینه بهتری خواهد بود. با وجود وضعیت مشابه فنی، كليو به واسطه وزن اندکی كمتر از کپچر ( در حدود 100 کیلوگرم ) برای رسیدن به سرعت 100 کیلومتر درساعت به 12 ثانیه زمان نیاز دارد كه اين رقم طبق اعلام رسمی کارخانه 10.6 ثانیه است. این در حالی است که کپچر این سرعت را در زمانی بیش‌تر از 12.5 ثانیه به دست می آورد (شتاب رسمی خودرو 10.9 ثانیه) که برای چنین خودرويی قابل قبول است.

هرچند هیچ یک از دو خودروی مورد بررسی از ترمز های دیسکی در محور عقب خود بهره نمی برند ولی حتی لحظه ای شک در مورد قدرت فوق العاده عالی ترمز گیری آن‌ها نباید داشت تا سیستم های الكترونيكي به کار رفته در آن، خودروها را بدون کوچک ترین انحرافی و در خط مستقیم در کمترین مسافت ممکن متوقف می کند تا هر راننده ای در این بخش لبخند رضایت بر لبان خود داشته باشد.

در بخش فرمان پذیری و دینامیک حرکتی، رنو کلیو به واسطه ابعاد کوچک‌تر و البته فاصله کم‌تر تا زمین (clearance) اصطلاحا خوشدست تر از کپچر احساس می شود ولی به واسطه سیستم تعلیق یکسان در هر دو خودرو، کراس اوور رنو را نیز نباید فاقد لذت رانندگی دانست. در این بخش تنها به دلیلی که ذکر شد کلیو از عملکرد بهتری بر خوردار است. ماهيت اسپرت رنو كليو، طراحان را بر آن داشته تا براي ايجاد قابليتهاي ديناميكي بالا، سيستم تعليق را به گونهاي طراحي كنند كه خودرو در پيچها عملكرد بهتري داشته باشد وليكن در دست انداز ها قدري از کیفیت سواری خودرو كاسته شود كه البته این مورد بیش‌تر در محور عقب قابل احساس بود.

در مجموع، نسل چهارم رنو کلیو و رنو کپچر جدید را باید خودروهایی بسیار مناسب برای بازار داخلی دانست که البته رقبای قدری به ویژه در مورد کلیو در انتظار آن‌ها قرار دارند. البته وجهه مثبت برند اروپايي شركت سازنده يعني رنو و کیفیت ساخت بسیار خوب هر دو خودرو یک برگ برنده برای آن‌ها به حساب می آید که باید دید در آینده ای نزدیک تا چه حدی می توانند رضایت مشتریان را جلب کنند.

 

 

 

 

 

نظرات
نام :
ایمیل:
متن نظر:
سوال امنیتی * = 11 + 1
ارسال
نمایش نظرات